index16

علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(۳۳-۶۱ق)، مشهور به علی‌اکبر فرزند امام سوم شیعیان. او را نخستین شهید از بنی‌هاشم در روز عاشورا و شبیه‌ترین مردم به پیامبر اسلام دانسته‌اند.

معرفی

حضرت علی اکبر (ع) در ۱۱ شعبان سال ۳۳ق در مدینه به دنیا آمد. پدرش حضرت امام حسین(ع) و مادرش لیلی بنت ابی مره نام دارد.[۱] گزارش‌های تاریخی، لقب ایشان را «اکبر» و کنیه‌اش را «ابوالحسن» نگاشته‌اند.[۲]

در مورد برخی از جنبه‌های زندگی علی اکبر اختلافاتی وجود دارد. مثلا برخی از نسب‌شناسان و تاریخ‌دانان وی را بزرگترین فرزند امام حسین(ع) گزارش کرده‌اند.[۳] و برخی دیگر وی را کوچک‌تر از امام سجاد(ع) دانسته‌اند.[۴] هم‌چنین در مورد ازدواج و فرزندان وی نیز اختلاف وجود دارد. برخی با استناد به عبارتی از زیارت‌نامه وی[۵] وی را صاحب همسر و فرزند می‌دانند. شیخ کلینی در فروع کافی حدیثی از امام رضا(ع‌) نقل کند که حکایت از ازدواج حضرت علی اکبر(ع) با کنیزی و داشتن فرزندی به نام حسن دارد. در مقابل گروهی از علمای انساب و محققان تصریح کرده‌اند از ایشان اولادی نمانده و نسل امام حسین(ع) تنها از طریق امام سجاد(ع) ادامه پیدا کرده است.[۶]

علی اکبر در ۱۰ محرم سال ۶۱ قمری در حادثه عاشورا به همراه پدر و بسیاری از بنی هاشم به شهادت رسید[۷] و در کنار امام حسین(ع) در کربلا به خاک سپرده شد.

سیمای ظاهری علی اکبر

بر اساس کتاب فرسان الهیجاء، علی اکبر قیافه‌اش با ابهت بود و چون ماه تابان می‌درخشید. به زیبایی و پاکیزگی آراسته بود. چهار شانه و میانه قامت بود. رنگی روشن و به سرخی آمیخته و چشمانی سیاه وگشاده با مژه‌هایی پرمو داشت،اندامش متناسب و معتدل و سینه وشانه‌اش پهن بود. به سرعت راه می‌رفت و هنگام راه رفتن چنان بود که گویی از زمین سراشیب فرود می‌آید یا از روی سنگی به نشیب می‌رود. چون به طرف کسی برمی‌گشت با تمام بدن برمی‌گشت. نگاهش به زمین بود تا به آسمان. بوی مشک و عنبر از او بلند بود.[۸]

امام حسین(ع) او را شبیه‌ترین مردم در خلقت و آفرینش، اخلاق و صفات روحی، گفتار و آداب اجتماعی به رسول خدا(ص) معرفی می‌کرد.[۹]

ویژگی‌ها، فضایل و مناقب

علی اکبر به عنوان یک محدث شناخته می‌شد.[۱۰] و امام حسین(ع)، وی را یادآور رسول الله (صلی الله علیه و آله) می‌دانست.[۱۱] وی در عاشورا همراه پدرش بود و آمادگی خود را برای کشته شدن در کنار پدرش اعلام کرد و به ایشان گفت: گفت:‌ای پدر! در هنگامی که بر حق استوار باشیم از مرگ ابائی ندارم. امام(ع) هم در حق وی دعای خیر فرمود: خداوند بهترین اجر و پاداش فرزندی را از جانب پدر به فرزند خویش به تو عنایت فرماید.»[۱۲]

در روز عاشورا وقتی به او پیشنهاد شد که به یزید بپیوندد این پیشنهاد را رد کرد و گفت: « اِنَّ قَرابَهَ رَسولِ اللهِ اَحَقُّ اَنْ تُرعیٰ رعایت خویشاوندی رسول خدا به حقیقت نزدیک‌تر است. [۱۳] و سرانجام نیز به عنوان اولین شهید از بنی هاشم به شهادت رسید.[۱۴]

فصایل علی اکبر آنقدر قابل توجه بود که حتی معاویه وی را به دلیل ویژگی‌هایش شایسته خلافت می‌دانست[۱۵]

حضرت علی اکبر در روز عاشورا

پس از شهادت اصحاب، علی اکبر به عنوان اولین نفر از بنی‌هاشم از امام حسین اجازه گرفت و روانه میدان جنگ شد. امام حسین رفتن علی اکبر را می‌دید و می‌گفت

« اَللهمَّ اشْهَدْ عَلَی هؤُلاءِ، فَقَدْ بَرَزَ اِلَیهِمْ اَشْبَهُ النّاسِ بِرَسولِک مُحمّد خَلْقاً وَ خُلْقاً و مَنْطِقاً»[۱۶]
پروردگارا! تو را بر این قوم شاهد می‌گیرم، در برابر اینها شخصی به رزم آمده که او شبیه‌ترین مردم در خلقت ظاهری و اخلاق باطنی و گفتار به رسول تو – محمد صلی الله علیه و آله – است.[۱۷]

نیز فرمود:

« وَ کنّا اِذا اشْتَقْنا اِلی رُؤیهِ نَبِیک نَظَرْنا اِلیهِ»[۱۸]
هرگاه ما شیفته دیار (جمال) پیامبر تو بویدم، به او (علی اکبر) نظر می‌انداختیم.»[۱۹]

عمر بن سعد با دیدن وی در میدان جنگ از او خواست که صحنه جنگ را ترک کند تا در امان باشد. علی اکبر این پیشنهاد را رد کرد و گفت:
اَنا عَلِیُّ بْنُ الحُسَیْنِ بْنِ عَلی نَحْنُ وَ بِیْتُ اللهِ اَولیٰ بِالنَّبِی
تَاللهِ لایَحْکمُ فینا ابْنُ الدَّعِی اَضْرِبُ بِالسَّیْفِ اُحامی عَنْ اَبی
من علی فرزند حسین، فرزند علی هستم، به خانه خدا (کعبه) قسم، ما به پیامبر(ص) سزاوارتریم؛

سوگند به خداوند این زنازاده نمی‌تواند بر ما حکم راند، با شمشیر شما را می‌کشم و از پدرم حمایت می‌کنم؛
آن هم شمشیر زدن نوجوانی از تبار هاشم و قریش.

و پس از آن نبرد وی شروع شد. علی اکبر پس از مقداری جنگ با سپاهیان ابن سعد نزد پدرش برای تجدید قوا بازگشت. امام حسین در این دیدار، نگین انگشتر خود را به علی اکبر دادند و گفتند:«این نگین را بگیر و در دهانت بگذار، امیدوارم به زودی جدت را ملاقات کنی و آن حضرت شما را به کاسه‌ای سیراب خواهد فرمود که بعد از آن هرگز تشنگی نباشد.»[۲۰]

علی اکبر سپس به میدان بازگشت و نبرد خود را ادامه داد. اما شجاعتش چنان بود که اهل کوفه چندان رغبتی در قتل علی اکبر از خود نشان نمی‌دادند.[۲۱] سرانجاممُرّهُ بن مُنقذ ناگهان شمشیری بر فرق علی اکبر زد و پس از آن، دیگران نیز بر او حمله‌ور شدند.[۲۲] علی اکبر در لحظات آخر گفت:‌«ای پدر! سلام بر تو باد، این جدم رسول خداست، او به جامی لبریز مرا سیراب کرد، او همی گوید: به سوی ما شتاب کن، و سپس نفسی کشید و به دیدار باقی شتافت.[۲۳]

امام حسین پس از شهادت علی اکبر به بالین فرزند خود آمد و خود را روی علی انداخت و گونه بر گونه فرزند نهاد.»[۲۴] سپس آن قوم را نفرین کرد: « قَتَلَ اللّهُ قَوْماً قَتَلوک[۲۵] وبعد فرمود: « عَلَی الدُّنیا بَعْدَک الْعَفا؛ پس از تو‌ای پسرم! افّ بر این دنیا باد.» مقاتل الطلبین؛[۲۶] سپس امام(ع) مشتی از خون علی را بر گرفت و به طرف آسمان پاشید. قطره‌ای از آن روی زمین نریخت؛[۲۷]

در این هنگام زینب کبری (علیهاالسلام) به همراه بقیه زنان، ناله‌کنان جلو آمده[۲۸] فریاد می‌زد: «یا اخاه! یا اخاه؛ وای برادرم! وای برادرم!» و خود را بر نعش علی انداخت. امام حسین(ع) خواهرش رابه سوی خیمه گاه روانه کرد و بعد به جوانان اهل بیت فرمود: «اِحْمِلوا اَخاکمْ؛ برادرتان را حمل کنید» جوانان علی را از قتلگاهش برداشتند و در برابر خیمه‌گاه بر زمین نهادند.[۲۹]

در زیارت ناحیه مقدسه قاتل حضرت علی اکبر،مورد لعن امام زمان(عج) قرار گرفته است.[۳۰]

پانویس

اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۶؛ابی‌مخنف، وقعه الطف، ص۲۷۶؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۴.
اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۸۶.
تسمیه من قتل مع الحسین علیه‌السلام،ش ۸؛ ابن سعد، طبقات، ج۵، ص۲۱۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۴۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶۱؛ قاموس الرجال، ج۷، ص۴۱۹ـ۴۲۰.
شیخ مفید،الارشاد، ج۲، ص۱۱۴؛ شیخ طوسی، رجال، ص۷۶.
کامل الزیارات/۲۳۹ب ۷۹ زیارت ۱۸.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۱۱؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۴.
السماوی، سلحشوران طف، ص۶۱.
، فرسان الهیجاء، ص۲۹۳ و ۲۹۴.
سید بن طاوس،لهوف، ص۱۳۹/خوارزمی، مقتل الحسین،ج۲ص۳۴.
ابوالفرج اصفهانی،مقاتل الطالبین، ص۸۶.
ابن اعثم، الفتوح،ج۵، ص۱۱۴/ مثیر الاحزان، ص۶۸.
ابی مخنف، وقعه الطف، ص۲۷۶/ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۰۹٫
ترجمه الحسین ابن عساکر، ص۲۲۷.
مقاتل الطالبیین، ص۸۶،ابی مخنف، وقعه الطف، ص۲۷۶
مقاتل الطالبیین، ص۸۶.
مثیر الاحزان، ص۶۸
سید بن طاوس،اللهوف، ص۱۳۹٫
خوارزمی،مقتل الحسین، ج۲، ص۳۵: سید بن طاوس،اللهوف، ص۱۳۹٫
خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص۳۵.
خوارزمی،مقتل الحسین، ج۲، ص۳۵.
شیخ مفید،الارشاد، ص۴۵۹٫
مقاتل الطالبیین، ص۱۱۵؛ شیخ مفید،الارشاد، ص۴۵۹٫
مقاتل الطالبین؛ ص۱۱۵؛سید بن طاوس،اللهوف، ص۴۹؛مجلسی، بحارالانوار،ج ۴۵، ص۴۴.
سید بن طاوس،اللهوف، ص۴.
شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۰۶ /حلی، ابن نما، مثیر الاحزان، ص۲۴۷/ابی مخنف، وقعه الطف،۲۷۸
سید بن طاوس،اللهوف،، ص۱۳۹؛ شیخ مفید، الارشاد، ص۴۵۹٫
مقرم،حادثه کربلا در مقتل مقرم، ص۲۵۷.
حلی، ابن نما، مثیر الاحزان، ص۲۴۷/ مقتل الحسین مقرم،ج۲ ص۳۶.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۶.

اقبال الاعمال، ج۳، ص۷۴.

منابع

الکوفی،ابن اعثم، الفتوح،تحقیق علی شیری،بیروت،‌دار الاضواء،الاولی،۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
ابی مخنف،وقعه الطف،تحقیق محمد هادی الیوسفی الغروی،المجمع العالمی لاهل البیت،الثانیه،۱۴۲۷ق.
ابن سعد،طبقات الکبری،بیروت،دار الفکر،بی تا.
طبری،تاریخ الامم و الملوک،بیروت،‌دار الکتب العلمیه، الثانیه،۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.
شیخ مفید،الارشاد،ترجمه محمد باقر ساعدی،تهران، انتشارات اسلامیه،۱۳۸۰ش.
شیخ طوسی،اختیار معرفه الرجال.
قاموس الرجال.
اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین،تحقیق احمد صقر،بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، الثانیه،۱۴۰۸.
شیخ عباس قمی،منتهی الآمال،تحقیق ناصر باقری بیدهندی،قم،انتشارات دلیل،۱۳۷۹ش.
اقبال الاعمال.
مقرم،حادثه کربلا در مقتل مقرم،ترجمه محمد جواد مولای نیا،قم،انتشارات جلوه کمال،سوم،۱۳۸۷ش.
ابن عساکر، ترجمه الحسین.
خوارزمی،ابی الموید، مقتل الحسین،تحقیق محمد السماوی،قم، انوار الهدی،الاولی،۱۴۱۸ق.
حلی، ابن نما،مثیر الاحزان،ترجمه علی کرمی،قم،نشر حاذق،اول،۱۳۸۰ش.
حائری،محمد مهدی،معالی السبطین،بیروت،مؤسسهالنعمان،بی تا.
لؤلؤ و مرجان.
یعقوبی،احمدبن ابی واضح، تاریخ یعقوبی،ترجمه محمد ابراهیم آیتی،تهران،انتشارات علمی.

وفرهنگی، هشتم،۱۳۷۸ش.

فرسان الهیجاء.
السماوی، محمدبن طاهر، ترجمه عباس جلالی، قم، انتشارات زائر،اول، ۱۳۸۱ش.
مجلسی، محمد باقر،بحارالانوار.
موسوعه کلمات الامام الحسین(ع).
کامل الزیارات.
سید ابن طاوس،اللهوف،ترجمه عقیقی بخشایشی،قم،دفتر نشر نوید اسلام،پنجم، ۱۳۷۸.
منبع خبر: http://fa.wikishia.net/view/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85
تهیه و تنظیم: حسن صفیاری

ارسال دیدگاه