dokhtar

بانوی والامقام

حضرت معصومه(س)، شیعه ای کامل و عارف به مقام ائمه است و صلاحیتش در حفظ اسرار سنگین ولایت، تأیید شده است. اهل بیت(ع)، او را نه فقط به عنوان شیعه ای کامل، واصل و عارف به شأن و مقام ائمه، بلکه جان خود، شبیه خود و کسی که شناخت او بر دیگر شیعیان واجب است، معرفی کرده و این بانو را شفیع همه شیعیان دانسته اند.

همین تعابیر، حضرت معصومه(س) را هم شأن و هم منزلت ائمه(ع) کرده است. در برخی نقل ها نیز به مقام عصمت وی اشاره شده و می توان گفت آن حضرت مانند مادرش حضرت زهرا(س)، از گناه و عیب مصون است. ازاین رو، بر شناخت حق وی تأکید فراوان شده است.

حضرت فاطمه معصومه(س) امام نیست، ولی آن حضرت را باید با معرفت به حقش زیارت کرد. درباره حقی که حضرت معصومه(س)، بر گردن شیعه و زائران خود دارد، چنین گفته اند: تفاوت حضرت معصومه(س) با امام رضا(ع)، فقط در امام نبودن اوست، ولی دیگر فضائل ائمه(ع) را که خاص امامت نیست، در روح حضرت معصومه(س) می توان یافت.۱

نام شریف آن بزرگوار، فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، معصومه است. پدرش امام هفتم شیعیان، حضرت موسی بن جعفر(ع) و مادر گرامی اش نجمه خاتون، مادر امام رضا(ع) نیز هست.۲

حضرت معصومه(س)، در روز اول ذیقعده سال ۱۷۳ هجری قمری، در مدینه به دنیا آمد. از آنجا که حضرت موسی بن جعفر، پدر گرامی آن حضرت در زندان هارون الرشید، خلیفه عباسی محبوس بود، حضرت معصومه(س) از همان کودکی تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش امام رضا(ع) قرار گرفت.

فاطمه معصومه(س)، پس از فاطمه زهرا(س)، دومین زنی است که به نص اهل بیت(ع)، به مقام شفاعت نائل می شود. حضرت معصومه(س)، الگوی زن مسلمانی است که عصمت خدادادی ندارد؛ بانوی کرامت و شفاعتی که امام صادق(ع)، حرمش را حرم خود می داند و امام رضا(ع) به وجودش افتخار می کند.۳


۱٫ گروهی از نویسندگان، حضرت فاطمه معصومه(س) و مکاتب فرهنگی قم، مجموعه مقالات، ص۱۲۲٫

۲٫ نک: www.masoumeh.Com

۳٫ گروهی از نویسندگان، کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه(س) و مکاتب فرهنگی قم، مجموعه مقالات، ص ۴۹٫

ولادت حضرت معصومه

رقیه ندیری

با خواندن زیارت کریمه اهل بیت، حقیقت کلام امام رضا(ع) درباره آن حضرت آشکار می شود. در این زیارت از حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی(ع) سخن به میان می آید و بنیانی محکم برای اعتقاد به رسالت رسولان الهی پی ریزی می شود. سپس نسبت این بانو با نبی اکرم(ص) بیان می شود و فاطمه معصومه(س)، در سلسله ای طلایی قرار می گیرد که آدم، سرسلسله آن و رسول گرامی اسلام(ص)، حلقه نورانی آن و خاتم پیامبران است.

همچنین، در دیگر زیارت های بزرگان دین، فقط یک بار عبارت «السلام علیک» به کار می رود، ولی در این زیارت روشی دیگر به چشم می خورد.

چینش جمله ها و بیان عبارات، جلوه ای ویژه به این زیارت نامه بخشیده است که با خواندن آن به طور مستقیم به امیر مؤمنان، فاطمه زهرا و دیگر معصومین(س) سلام می گوییم.

به این ترتیب، حرم حضرت معصومه(س) را حرم آنان می دانیم که در آن حضور دارند و سخن ما را می شنوند. به نظر می رسد سخنان امام هشتم، تفسیری از حدیث امام صادق(ع) است که مکه را حرم الهی، مدینه را حرم پیامبر، کوفه را حرم امیرالمؤمنین و قم را حرم خاندان رسول خدا(ص) برمی شمارد.

اعتقاد به رستاخیز، دعا برای سعادتمندی و هم نشینی با اهل بیت(ع) در بهشت و در پی آن اظهار امید و علاقه برای رسیدن به حوض کوثر، از دیگر بخش های این زیارت نامه است.

آرزوی درک دولت حضرت مهدی و درخواست پابرجایی بر عقاید راستین را نیز می توان از دیگر جنبه های این زیارت برشمرد.

سپس به آرمان تمامی اولیای الهی توجه می کنیم، تقرب به خدا را همراه با محبت دوستان اهل بیت و بیزاری از دشمنان ایشان می طلبیم و خود را مسلمانی تسلیم در برابر تقدیر پروردگار می خواهیم تا با ورود به رضوان الهی، از شفاعت شفیعه عزیز روز جزا، حضرت فاطمه معصومه(س)، بهره مند شویم و با پیوند بیشتر با عقاید ناب و اصیل، به عاقبت به خیری و سعادت برسیم!

در پایان نیز برآورده شدن حاجات خود را آرزو می کنیم و با درخواست قبولی زیارت و درود بر محمد و آل محمد، از رحمت بی پایان خداوند یاری می جوییم.۱


۱٫ احمد لقمانی، یاس یاسین؛ زندگانی حضرت معصومه(س)، ص ۸۴٫

گفتار مجری

دختر، خواهر و عمه امام

رقیه ندیری

حضرت فاطمه معصومه(س)، به شرافت فرزندی امام کاظم(ع) نائل شده، افتخار خواهری امام رضا(ع) را دارد و عمه امام جواد(ع) است.

این نسبت های برجسته و نیک، کافی بود تا او را در میان مردم سربلند کند، ولی در حقیقت، اصل گوهر وجودی این بانوی گرامی، او را تا مرتبه انسان کامل پیش برد. همین ویژگی، حضرت معصومه(س) را بر دیگر زنان و دختران ائمه برتری داده است، چنان که ائمه(ع) پیش از ولادت او در دوران حیات و پس از وفاتش، در مدح او سخن می گویند و بهشت را زیبنده و پاداش زائران او می شمارند.

حضرت معصومه(س)، از شئون امامت برخوردار است و حرم او، حرم اهل بیت(ع) معرفی شده و در میان بارگاه امامزادگان، اهمیتی ویژه دارد.۱


۱٫ نک: اسماعیل کرمانشاهی، پرتویی از روی دوست؛ کرامات حضرت فاطمه معصومه در کلام علمای دین، ص ۱۵٫

زیارت نامه

رقیه ندیری

برای حضرت معصومه(س)، سه زیارت نامه بیان شده که یکی از آنها مشهور و دو زیارت نامه دیگر ناشناخته است. از جمله اسامی و لقب هایی که برای این بانو در دو زیارت نامه دیگر آمده است، عبارتند از: طاهره: پاکیزه؛ حمیده: ستوده؛ رشیده: رشد کرده و به کمال رسیده؛ تقیه: پرهیزکار؛ رضیه: خشنود از خدا؛ مرضیه: مورد رضایت خدا؛ سیده صدیقه: بانوی بسیار راست گو؛ محدثه: روایت گر حدیث و عابده: زنی که به عبادت خداوند شهره است. با توجه به این القاب، درمی یابیم که حضرت معصومه(س)، شخصیتی ویژه در میان بانوان خاندان رسول خدا داشته است. او را از راویان حدیث شمرده و مقام علمی اش را ستوده اند و وقار و بزرگ منشی اش همواره ورد زبان ها بوده است.۱


۱٫ مجتمع آموزشی فرهنگی عبدالعظیم، نک: www.hekmat school.com.

مقام شفاعت

رقیه ندیری

برای داشتن حق شفاعت و رسیدن به این مقام، به شایستگی بسیاری نیاز است؛ چرا که خداوند شفاعت کسانی را می پذیرد که از سوی او اذن و اجازه داشته باشند و خود می فرماید: «یوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ؛ در روز قیامت، شفاعت هیچ کس فایده ای ندارد؛ مگر آن که خداوند به او اجازه شفاعت داده است.» (طه: ۱۰۹) این افتخار نصیب کسی می شود که به مرتبه عالی از قرب الهی و بندگی خالصانه پروردگار رسیده باشد.

انبیاء و ائمه معصومین(ع)، سرآمد شفاعت کنندگان هستند. پس از آنها بندگان خالص و اولیای درگاه خداوند، در حد مقام و درجه معنوی خویش حق شفاعت دارند. از جمله کسانی که در روایات و آموزه های دینی به شفیعه بودنش تصریح شده، حضرت فاطمه معصومه(س) است. امام صادق(ع) دراین باره می فرماید: «با شفاعت او (فاطمه معصومه) همه شیعیانم وارد بهشت خواهند شد.»۱ در زیارت این بانو نیز به دستور امام معصوم گفته می شود: «یا فَاطَمَهُ اشْفَعی لی فِی الْجَنَّه؛ ای فاطمه! برای من نزد خدا درباره بهشت شفاعت کن!» این خود نشان دهنده شأن و مقام برجسته حضرت معصومه(س) است.۲

«برحسب آنچه به ما رسیده، افضل دختران موسی بن جعفر(ع)، سیده جلیله معظم، فاطمه، معروف به حضرت معصومه است».۳


۱٫ سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۷۶٫

۲٫ الیاس محمد بیگی، فروغی از کوثر؛ زندگی نامه حضرت فاطمه معصومه(س)، ص ۴۳٫

۳٫ شیخ عباس قمی، tebyan.net

متن ادبی

باران کویر

سودابه مهیجی

کسانی که به دیدار تو می آیند، در آن کویر عطش، آنجا که تو هستی، پر از باران می شوند و هنگامی که با تو سخن می گویند، پروانه های بهشتی روی صدایشان می نشینند و از اشک هایشان ـ آن منشورهای حقیقت ـ تلألؤ پرتوهای حیات بر همه جا تابیدن می گیرد. کسانی که از زیارت تو باز می گردند، در راه زندگی تا مرگ، دیگر هرگز به هیچ حادثه نبایدی بر نمی خورند و تمام فصل های نفس کشیدنشان ختم به خیر می شود. در آغوش تو، سراغ هیچ سعادت بیشتری را نمی گیرند؛ چرا که تمام دلواپسی های بال و پر سوخته، در آشیانه مهر تو به شفای ابدی می رسند و تو هرکه را صدا بزنی، دیگر هرگز ابلیس در گوش او سخنی به وسوسه و گناه نخواهد گفت.

آنجا که تو خانه داری، قلب زمین عاشقانه می تپد و دررگ هایش تنها نام مبارک تو، خونِ در جریان است. هرچند کویر ریشه می دواند و خود را نمایان می کند، ولی تو بودنت را بهشت وار می گسترانی و خرم زار درگاهت، خشک سال و برهوت را از همه سو می راند.

تو از قبیله همان دریاهای ژرفی که چهار فصل زمین را بهارستان کرده اند. پس عجیب نیست که معجزه هایت، کم از ید بیضای رسولان تاریخ ندارد.

 

بانوی آفتاب

سودابه مهیجی

بانوی آفتاب! ستاره ها گواهند. شب ها وقتی فرشتگان، تمام خانه ات را رُفتند و به خواب رفتند، وقتی پری های نگهبان، خلوتگاه مقدست را آراستند و به آشیان خود برگشتند، تو نامه های دل نگرانی مردم را باز می کنی و یک یک اندوه ها را برای شادکامی و لبخند پیروزی، به سوی خداوند پا در میانی می کنی. آنگاه از صدای وساطت عاشقانه تو، تمام خفتگان عرش بیدار می شوند و به خویش می لرزند و به دلسوزی مهرانگیز تو برای خاکیان رشک می برند. بانو! اگر تو نبودی، زمین شباهت خواهرانه خورشید را کم داشت و چشم هایمان در پی چهره مؤنث ولایت همه سو می گشت و بی نصیب می ماند.

دست هایت که از تبار رسالت شق القمرند، دستان تمام بی بضاعتان را چنان به مهر می فشارند که گویا بی نصیبی پیش از این، کابوسی کوتاه بوده که برای ابد گریخته است. شفاعتت که خون شهادت خاندان وحی را در رگ دارد، چنان گره از پیشانی های اندوه زده باز می کند و چنان عقده فروبسته مصائب را می گشاید که انگار هرگز درد و اندوهی در دنیا نبوده است. ای بانوی کرامت! کبوترانی که هر سحرگاه، درود امام مشرق را به سویت می آورند و بوسه های شوق تو را به خاور می برند، چگونه بال هایشان در هرم این پیغام های عاشقانه خاکستر نمی شود؟ ما که تنها به تماشای این دلدادگی از راه دور نشسته ایم، هر لحظه بیم آتش گرفتنمان از داغ این عشق به سر می رود؛ چه رسد به آن پیغام رسانانی که حدیث اشتیاق تو را با محبوب شرق نشینت رد و بدل می کنند.

دختر خورشید! فرشته زمین! انسان آسمان نشین! هر سخنی که در حضور حضرت تو به زبان آورده شود، چون کلمات نور به قداست می رسد. هر دعایی که از سر ارادت به تو، در خانه تو خوانده شود، به ارج و قرب نمازهای آسمانی می رسد. زخم های من روبه روی رواق ها و طا ق های خانه ات؛ روبه روی آیینه اشک زائرانت محو می شوند و به جای آنها از دلم لاله زار می روید و هریک از لاله ها امضای کبودی از نام تو را در سینه دارند. نزد تو، صدای نومیدی از دهانم در نمی آید. حرف که می زنم در کنارت، آواز قناری و تلاوت وحی از لبانم بیرون می تراود. تو تنها معصومیت باقی مانده از دختران خاک، تو تنها خواهر دور از برادری عشق، جان داده ای. در سرزمین من چه غنیمت صادقانه ای هستی. مباد که دریغ غفلت از تو بر روزگارم سایه بیفکند! مباد که دور شوم از مسافتی که به خانه ات راه دارد! مباد!

بگذار همیشه نومیدی ام را پشت در دیدار با تو، در کوچه رها کنم و پر از یمن عشق و امید، به دیدارت بیایم! بادا که تار و پودی از عفت بی شباهتت، در چادر سرگردان من حلول کند تا حُجب پرهیز را برای ابد با خود داشته باشم!

هم رکاب خورشید

علی خیری

امشب، آسمان با دامنی از ستاره به استقبال زمین آمده و مدینه، بی تاب تر از هر زمان چشم به آسمان دوخته است.

تو می آیی تا برای بابا زینت باشی و برای رضا(ع)، زینب. تو می آیی تا خاطرات کوچه های آتش گرفته مدینه را از پستوی ذهن ها بیرون بکشی.

از بهشت بر خاک سرنوشت، فرود می آیی تا در قلب کویر، عطر بهشت بپراکنی.

وقتی خسته از زمانه و دل شکسته از همه جا، رو به حرمت می آورم، انگار همه دردها از وجودم رخت برمی بندد. گاه نگاهم را بر پر کبوتران حرم می بندم و تا اوج آسمان پر می گیرم و گاه در زاویه ای از حرم، زانوی ارادت بر زمین می زنم.

نمی دانم در تو چه رازی نهفته است که جست وجوگران مزار بی نشان فاطمه را به خود می کشاند و آبی بر آه آتشناک آنها می پاشد.

نمی دانم تو برای دیدار برادر، بی قرارتر بودی یا او برای دیدن تو؟ اما خوب می دانم که بی برادر، مدینه جای ماندن نبود و این گونه، شوق دیدار برادر، از مدینه راهی ات کرد. و اینک در وسط کویر، اقیانوسی شده ای برای تشنگان و در راه ماندگان.

دختری هم رکاب خورشید و پناهگاه هرچه ناامید. شکوفاتر از گل های اردیبهشتی و دلکش تر از حوریان بهشتی؛، با حرمی به وسعت تمام آفرینش، با زایرانی زلال و بارانی.

تاریخ ننوشته است، اما دلم گواهی می دهد که روز ولادت، تو هم مثل زینب(س)، تنها در پناه آغوش پرمهر برادر آرام شدی و طعم زندگی از نگاه دلنواز او در دلت جوشید.

اگر نیامده بودی، پیوند مدینه و توس، بر صفحه روزگار نقش نمی بست و قم تا همیشه کویر می ماند.

اگر نیامده بودی، غبار زمین بر گونه های قم می نشست و در هیاهوی تاریخ گم می شد.

اینجا چقدر دست های زیارت نامه به آسمان بلند است و دعا به اجابت نزدیک؛ با گلدسته هایی که به سمت آسمان قنوت گرفته اند و تصویرشان در حوض آبی افتاده است.

شعر

مریم آل پیمبر

پروانه نجاتی

این زن که خاک قم به وجودش معطر است

تکرار آفرینش زهرای اطهر است

تکرار آفرینش افلاک بر زمین

تکرار آفرینش عرش مصور است

دست سخاوتش پر از آمال دوستان

چشم محبتش به غریبان مضطر است

همشیره شقایق و همراز رازقی

با آفتاب مشرقی عشق خواهر است

این زن که از نیایش دو عالم است مست

معصومه است مریم آل پیمبر است

پای ضریح

سودابه مهیجی

بانو سلام! چادرتان ابری است، در آستان گریه و بارانید؟

از بغضتان کویر ترک خورده، باز از کدام غصه پریشانید؟

هی درد زائران نظر کرده، با دستتان شفا شده و لبخند

اما کسی ندیده شما خود نیز لبریز غصه های فراوانید

از کفتران غم زده پرسیدم، نام و نشان دلهره هاتان را

گفتند سال هاست که بی وقفه دلتنگ لحظه های خراسانید

 

ای آب های شور! شما عمری است، اشک زلال دختر خورشیدید

بانو دلش برای کسی تنگ است، از این غم سترگ چه می دانید؟

ای بادهای مشرقی هر صبح! از سرزمین «توس»، «سلیمان» را

اینجا بیاورید و فقط یک بار، در این ضریح دلشده بنشانید.

داستان

خبر غیبی

رقیه ندیری

روزی یکی از شیعیان به دیدار امام صادق(ع) رفت؛ دید که در کنار گهواره کودکی نشسته و با او گفت وگو می کند. با تعجب پرسید: آیا با نوزاد سخن می گویی؟

امام صادق فرمود: «اگر تو هم مایلی، نزد این کودک بیا و با او صحبت کن!» مرد کنار گهواره کودک رفت و سلام کرد. کودک پاسخ سلام مرد را داد و گفت: «نامی را که برای دختر تازه متولد شده ات انتخاب کرده ای، عوض کن که خداوند آن را دشمن می دارد!»

مرد با تعجب گفت: هم با شیوایی صحبت می کند و هم از غیب خبر می دهد. خداوند دختری به من داده است و نامش را حمیرا گذاشته ام.

امام فرمود: «تعجب نکن! این کودک، فرزندم موسی است. خداوند از او دختری به من خواهد داد که نامش فاطمه است. او در سرزمین قم به خاک سپرده می شود. هرکس مرقدش را زیارت کند، بهشت بر او واجب است».۱


۱٫ محمد محمدی اشتهاردی، حضرت معصومه فاطمه دوم، ص ۱۳۱٫

منزلت

میرزا رضی تبریزی می گوید: «روزی برای فاتحه خوانی، سر قبر زکریا بن آدم رفتم که در قبرستان شیخان قم دفن شده. در حال قرائت فاتحه، به این فکر می کردم که آیا زکریا بن آدم با آن جلالت و منزلت و با وجود آن همه روایاتی که درباره اش از معصومین نقل شده، بالاتر است یا حضرت معصومه(س)؟ ناگهان مردی که کلاه نمدی بر سر داشت، رشته افکارم را پاره کرد. دستش را به سمت بالای مقبره نشانه گرفت و گفت: آن بالا را بخوان و رفت. اول اعتنایی به حرف مرد روستایی نکردم. چند لحظه بعد به طور اتفاقی، چشمم به نوشته افتاد. آرام زمزمه کردم: سلام بر ارواح محمد و آل محمد در میان ارواح، سلام بر اجساد محمد و آل محمد در میان اجساد.

آن وقت بود که متوجه شدم آن فرد به ظاهر معمولی، درون مرا خوانده و از فکرم آگاه بوده و خواسته مشکلم را حل کند و مسئله مرا پاسخ دهد که حضرت معصومه(س) از آل محمد(ص) است و حساب او جداست و هیچ کس را نمی توان با آل محمد مقایسه کرد».۱


۱٫ کریمی جهرمی، بانوی ملکوت، نگرشی بر حیات معنوی کریمه آل محمد حضرت فاطمه معصومه(س)، ص ۶۵٫

دخترانه

دختر یعنی…

برای روز دختران

رقیه ندیری

تا حالا فکر کردین دختر یعنی چی؟ دختر؛ یعنی برکت؛ یعنی رحمت؛ یعنی مهربونی؛ یعنی شور و نشاط. دختر؛ یعنی: سلام بابا خسته نباشی!

دختر؛ یعنی متانت، وقار، نجابت؛ یعنی خنده و سرزندگی. راستی بگو ببینم: شما به عنوان یه دختر خانم، چه کسی رو الگوی خودت قرار دادی؟ مادر؟ معلم؟ استاد؟ یا حضرت معصومه؟ اگر الگوی تو حضرت معصومه(س) است چطور با او ارتباط برقرار می کنی؟ از او چی یاد می گیری؟

 

یادمه مامانم می گفت: خدا هرکس رو دوست داشته باشه، اول بهش یه دختر می ده. یادمه می گفت: تا وقتی دختر، خونه باباست، اون خونه برکت داره، وقتی هم عروس می شه، با خودش خیر و برکت به خونه داماد می بره. راستی خیر و برکت یعنی چی؟ یعنی جهیزیه ای که خونه رو تبدیل به فروشگاه زنجیره ای می کنه؟ یا سادگی و آرامش و عشق؟ شما چی فکر می کنین؟

 

حجاب چرا؟

رقیه ندیری

یه سؤال: از چه راهی به شما بگن حجابت رو رعایت کن، خوشت می آد، مؤثرتره؟ از راه کتاب و مجله و رسانه های صوتی تصویری با قالب های هنری یا با عرضه لباس های مناسب و شیک و مد روز و متنوع و دخترپسند؟

یا اینکه مثل سیخ، جلوت سبز بشن و یه نگاه عاقل اندر سفیه به سر تا پات بکنن و با یه لحن خاص بهت بگن: خانم! روسری ات رو بکش جلو، خانم چادرت رو سر کن! به نظر شما، ما دخترا چطور باید لباس بپوشیم که همچین تذکراتی بهمون ندن؟ من که خیلی بهم برمی خوره اگه کسی روبه روم سبز بشه و بگه خانم حجابت رو رعایت کن! برا همین، طوری لباس می پوشم که هیچ کس به خودش اجازه نده شخصیتم رو زیر سؤال ببره شما چی؟ اصلاً برای چی باید پوشش مناسب داشته باشیم؟ شنیدم وقتی آدم و حوا از بهشت رونده شدن، بدون اینکه کسی بهشون بگه، با برگ درخت ها خودشون رو پوشوندن. پس می شه گفت حجاب، یه امر فطریه، یعنی ما به اون احساس نیاز می کنیم، با وجودش حریم خاصی رو برای خودمون ایجاد می کنیم که دیگران نمی تونن واردش بشن. حجاب اعتماد به نفس می آره، باهاش احساس بزرگ منشی و رضایت به آدم دست می ده و من به این دلایل چادر سر می کنم. پیشنهاد می کنم شما هم امتحانش کنید!

کتابستان

تجلی کوثر در فاطمه معصومه(س)، قم، مؤسسه کوثر ولایت، ۱۳۸۲٫

زمانی نژاد، علی اکبر، شناخت نامه حضرت فاطمه معصومه(س) و شهر قم، قم، زائر، ۱۳۸۴٫

صدرایی خویی، علی، فاطمه معصومه(س) در تاریخ و فرهنگ قم، قم، آستان مقدسه، زائر، ۱۳۸۴٫

عبدالوهابی، مرتضی، بوستان معصومه(س)، قم، زائر، ۱۳۸۵٫

گروهی از نویسندگان، مجموعه مقالات، کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه(س) و مکاتب فرهنگی قم، قم، آستانه مقدسه قم، زائر، ۱۳۸۳٫

محمدبیگی، الیاس، فروغی از کوثر؛ زندگی نامه حضرت فاطمه معصومه(س)، قم، زائر، ۱۳۷۹٫

محمدی اشتهاردی، محمد، حضرت معصومه فاطمه دوم، قم، علامه، ۱۳۷۵٫

مهدی پور، علی اکبر، زندگانی کریمه اهل بیت، حاذق، ۱۳۸۰٫

کرمانشاهی، اسماعیل، پرتویی از روی دوست؛ کرامات حضرت معصومه در کلام علمای دین، قم، زائر، ۱۳۸۴٫

منبع: https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3872

تهیه و تنظیم: حسن صفیاری

۲ دیدگاه برای “میلاد پر از سرور کریمه اهل بیت علیهم السلام حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها که روز دختران نام گرفته است را تبریک و تهنیت عرض می‌نمائیم.”

ارسال دیدگاه